چون عزم کنم ، روم به راهی دلخواه
آن کیست که باز داردم از آن راه ؟
گرمن منم،آن کیست که دربطن من است
لا حول و لا قوة الا بالله
خباز کاشانی
تا عاشق و رند و لاابالی شده ایم
از هرچه بغیردوست خالی شده ایم
مستیم چنان که تا رسد هشیاری
بر کوزه گر دهر سفالی شده ایم
مهدیه
الهی قمشه ای
بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست ، چو از زمانه مقصود تویی
جای گله نیست،چون توهستی همه هست
سید شرف الدین
مرتضی
حاشا که دل از خاک درت دور شود
یا جان ز سر کوی تو مهجور شود
این دیده تاریک من آخر روزی
از خاک قدمهای تو پر نور شود
شیخ فخرالدین
عراقی
متوفی670
برخیز و علاج این دل ریش بجوی
بیرون شدن از قلزم تشویش بجوی
نزدیک تر از خویش نداری خویشی
برخیزوخدای خویش درخویش بجوی
احمد سروش