-
حجاب میان تو وخدا
جمعه 30 دیماه سال 1390 20:10
حجاب میان تو و خدا آسمان وزمین وعرش وکرسی نیست بلکه پنداشت و منی تست ازمیان برگیر به خدا رسیدی حضرت سلطان السالکین ابوسعید ابوالخیر
-
خرابم مکنید
دوشنبه 26 دیماه سال 1390 11:51
من که بی هوشم ازاومست شرابم مکنید مکنید از لب او یاد خرابم مکنید باری از یاری غیرش بمن ای همنفسان مدهید آگهی و دیده پر آبم مکنید چند سوزد جگرم یاد بهشتی صفتی دوزخی دارم از این بیش عذابم مکنید اهلی شیرازی
-
بکسی مباد ازما
جمعه 23 دیماه سال 1390 01:50
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند چه رها چه بسته ، مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گزیدم که به جز یکی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیبم آید که ملول می نماید نکند که از رقیبان سخنی شنیده باشد اگر از کسی رسیده است بدی...
-
تا هرچه نه نقش تست
جمعه 23 دیماه سال 1390 00:59
گر سوز توام یک نفس آهسته شود از دود دلم راه نفس بسته شود در دیده از آن آب همی گردانم تاهرچه نه نقش تست ازآن شسته شود خواجه عصمت بخارایی متوفی 840
-
ای باد سحرگه
چهارشنبه 21 دیماه سال 1390 13:46
ای باد سحرگه ، شده ای عنبربار دانم که همی روی به کوی دلدار در طره او دلی است مارا ،زنهار کان سوخته رازما بپرسی بسیار عمربن مسعود بخارایی قرن ششم
-
این دل شوریده شیدایی
چهارشنبه 21 دیماه سال 1390 13:18
ای عشق رخت مایه رسوایی من نام تو انیس روز تنهایی من برگو که چه تدبیر کند گاه فراق خود این دل شوریده شیدایی من امین میرهادی
-
میهن
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 00:22
میهن من تعویذی چند هزارساله ست وقتی نوح آنرا برای ام نوشت گفت : << مواظب باش کسی بازش نکند ! باز شدن همان است و باطل شدن همان !>> عبداله پشیو شاعر کرد کرایفسوالد 7/8/1978
-
غم روزگار
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 23:36
گفتم : غم عشق یار دارم ، چکنم ؟ در دل غم بیشمار دارم ، چکنم ؟ گفتاکه : چولاله باش و خاموش بسوز گفتم : دل داغدار دارم ، چکنم ؟ گفتا : که دل از زلف درازش برگیر گفتم : شب انتظار دارم ، چکنم ؟ گفتا : که بسوز و با غم عشق بساز گفتم : سر پر خمار دارم ، چکنم ؟ گفتا : نظر از من جفا کار به بند گفتم : برهت گذار دارم ، چکنم ؟...
-
درد دل بی پناه
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 12:01
عاشق شده ام گواهم اینست درد دل بی پناهم اینست جز درد نروید از گل من من باغ غمم گیاهم اینست شد موی سرم برنگ کافور پایان شب سیاهم اینست با مرگ همیشه در ستیزم در زنده دلی گواهم اینست بارد بره وفا اگر تیر واپس نروم که راهم اینست ابوالقاسم لاهوتی
-
نیکی کنید،دیده بپوشانید
شنبه 17 دیماه سال 1390 09:01
به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان بر شما نیکی کنند و از زنان مردم دیده بپوشانید تا زنانتان پاک دامن بمانند. امالی صدوق ص 364 به نقل از رساله حضرت امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی
-
تا حلقه بندگی
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 07:50
گرجرعه ای ازجام لبت نوش کنم مهر همه دلبران فراموش کنم یک حلقه ز زلف عنبرینم بفرست تا حلقه بندگیت در گوش کنم برهان الدین گنجه ای
-
می رقص
دوشنبه 12 دیماه سال 1390 08:35
ای رفته غبار وهمت ازدل می رقص گه درخلوت،گهی به محفل می رقص یعنی چون شمع اگر زخود بی خبری آتش در فرق و پای درگل می رقص بیدل دهلوی متوفی 1133
-
غم تو
دوشنبه 12 دیماه سال 1390 08:19
سرمایه عیش جاودانی غم تو بهتر ز هزار شادمانی غم تو گفتی که چنین واله وشیدات که کرد دانی غم تو ، وگر ندانی غم تو عبدالرحیم خان بدخشانی متوفی 1036
-
چون بید و چون بلوط
شنبه 10 دیماه سال 1390 17:17
همچون بید خم شو و چون بلوط مقاومت کن (( استادان فن جوجیتسو )) منبع ره پو بانک سخنان بزرگان
-
برمسلمانی ما
شنبه 10 دیماه سال 1390 14:25
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما درهم شده خلقی ز پریشانی ما بت دربغل وبه سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما حضرت شیخ بهائی متوفی 1031
-
نخستین باده
سهشنبه 6 دیماه سال 1390 09:31
نخستین باده کاندر جام کردند زچشم مست ساقی وام کردند چو باخود یافتند اهل طرب را شراب بیخودی در جام کردند لب میگون جانان جام در داد شراب عاشقانش نام کردند سر زلف بتان آرام نگرفت ز بس دلها که بی آرام کردند به عالم هر کجا درد و غمی بود به هم کردندوعشقش نام کردند فخرالدین ابراهیم عراقی همدانی
-
ضایع مگذار
سهشنبه 6 دیماه سال 1390 09:11
با چرخ ستیز و با فلک جنگ مکن وز زخم زمانه ناله چون چنگ مکن در خاک زر و درآب دریا گوهر ضایع مگذارند تو دل تنگ مکن رفیع الدین بکرانی ابهری متوفی
-
تار وفا
شنبه 3 دیماه سال 1390 09:15
از ضعف به هرجا که نشستیم وطن شد از گریه به هرسو که گذشتیم چمن شد جان دگرم بخش که آن جان که تو دیدی چندان زغمت خاک بسرریخت که تن شد پیراهنی از تار وفا دوخته بودم چون تاب جفای تو نیاورد کفن شد هرسنگ که درسینه زدم نقش تو بگرفت آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد طالب آملی
-
خدا می داند
جمعه 2 دیماه سال 1390 23:47
دل به سودای تو بستیم خدا می داند وز مه و مهر گسستیم خدا می داند ستم عشق تو هر چند کشیدیم به جان ز آرزویت ننشستیم خدا می داند با غم عشق توعهدی که ببستیم نخست بر همانیم که بستیم خدا می داند خاستیم از سر شادی و غم هر دو جهان با غمت خوش بنشستیم خدا می داند بامیدی که گشاید ز وصال تو دری در دل بر همه بستیم خدا می داند دیده...
-
جوینده اسرار حق
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 18:23
روزی شخصی نزدیک شیخ ما آمد وگفت : -((ای شیخ ، آمده ام تا از اسرار حق چیزی بامن نمائی .)) حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر گفت : -(( بازگردتافردا )) آن مرد بازگشت شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند ودر حقه کردند و سرحقه محکم کردند. دیگر روز آن مرد بازآمد وگفت : -(( ای شیخ آنچه وعده کردی بگو .)) شیخ بفرمودتا آن را به وی دادند...
-
جز برتو
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 07:43
ای عادت تو ، یار موافق بودن وی پیشه تو ، به وعده صادق بودن برموجب این دوخوی نیکوکه توراست جز بر تو حلال نیست عاشق بودن علی بن حسن باخرزی متوفی 468
-
تادیب خویشتن
دوشنبه 28 آذرماه سال 1390 08:57
در تادیب خویشتن همین بس که از آنچه بر دیگران نمی پسندی ا جتناب ورزی. حضرت امامعلی علیه السلام
-
قرض دار
یکشنبه 27 آذرماه سال 1390 08:16
قرض دار در قبر خویش در بند است ، و جز پرداخت قرض وی ، او را رهایی نمی بخشد . رسولاکرم حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم
-
خار غمت
پنجشنبه 24 آذرماه سال 1390 04:09
من خارغمت به مردم دیده کشم جوروستمت با دل غمدیده کشم وآنگه که بمیرم رقم بندگیت بر ذره استخوان پوسیده کشم امین الدین بلیانی متوفی 745
-
بهوش باش
چهارشنبه 23 آذرماه سال 1390 23:05
هرآنکه از خودی خویشتن جدائی کرد میان خلق خدا جلوه خدائی کرد خوشم زسنگ حوادث که استخوان مرا چنان شکست که فارغ زمومیائی کرد بهوش باش دلی را بقهر نخراشی به ناخنی که توانی گره گشائی کرد فغان که کاسه زرین بی نیازی را گرسنه چشمی ما کاسه گدائی کرد امام قلی خان غارت
-
و او در این بین
چهارشنبه 23 آذرماه سال 1390 06:35
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: درعجبم از اولاد آدم که اول آن نطفه آخرآن مردار و او دراین بین ظرف غایط است با این حال چگونه تکبر می کند
-
ده روزه عمر
سهشنبه 22 آذرماه سال 1390 07:50
درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای درین خانه ویرانه ندارد دلرا بکف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد دربزم جهان جزدل حسرتکش مانیست آن شمع که می سوزد و پروانه ندارد گفتم مه من ازچه تو دردام نیفتی ؟ گفتا : چکنم دام شما دانه ندارد ! در انجمن عقل فروشان ننهم پای دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد تا چند کنی قصه ز...
-
حرمت مال
سهشنبه 22 آذرماه سال 1390 07:22
حرمت مال مسلمان مانند حرمت خون اوست حضرت رسول الله محمد صلی الله علیه وآله وسلم نهج الفصاحه
-
کام دل ما
سهشنبه 22 آذرماه سال 1390 07:02
ما را همه ره زکوی بدنامی باد وز سوختگان بهره ما خامی باد ناکامی ماچوهست کام دل دوست کام دل ما همیشه نا کامی باد سیف الدین باخرزی
-
بی مانندی
سهشنبه 22 آذرماه سال 1390 06:21
ای در دلم از هرخم زلفت بندی هر بندی را به جان من پیوندی در هر چه نظرکنم مانند تو نیست مانند تو کس نیست،توبی مانندی بیرام خان بدخشانی متوفی 968