-
پس جوانی چه
سهشنبه 19 مهرماه سال 1390 01:40
بزرگی را گفتند: زندگی چند بخش است: گفت: دو بخش کودکی و پیری گ فتند: پس جوانی چه شد؟ گفت: با عشق ساخت با بی وفایی سوخت و با جدایی مرد.
-
دانی که کرا
سهشنبه 19 مهرماه سال 1390 01:17
عشق آینه است کش درو زنگی نیست با بی خبران درین سخن جنگی نیست دانی که کرا عشق مسلم باشد آنرا که ز بدنام شدن ننگی نیست حضرت شیخ احمد جام متوفی 536
-
فاسق ترین فاسقان
سهشنبه 19 مهرماه سال 1390 00:51
حسن بصری گفت : فاسق ترین فاسقان کسی است که مرتکب هر گناه کبیره ای شود و با این حال متکبر برود و بگوید : مرا ترسی نیست . به زودی خواهد دانست که خدای تعالی در عقوبت او در دنیا شتاب خواهد کرد و ای بسا که آن عقوبت را تا روز حساب به تاخیراندارد حلیة الاولیاء ج2 ص148
-
دل گرنه تراست
سهشنبه 12 مهرماه سال 1390 12:18
دل گرنه تراست ، غارت جانش کن عیدست،به وصل خویش مهمانش کن جان پیش تو می کند دل و می گوید هر چند که لاغرست قربانش کن ابوعلی مروزی قرن ششم وهفتم
-
رفیق
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 19:14
دنیاخوش است ومال عزیزاست وتن شریف لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است حضرت مصلح الدین سعدی شیرازی
-
دوست تو
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 19:05
دوست تو کسی است که هر گاه کلمه حقی از تو بشنود خشمناک نشود فیثاغورث
-
نیرنگ
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 16:23
وفا با نیرنگ بازان نزد خدا نیرنگ است. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
-
مست محبت
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 15:56
من مست محبتم شرابم مدهید در آتشم افکنید و آبم مدهید گرشکوه کنم وگر عتاب آغازم با اوست حدیث من،جوابم مدهید انیسی شاملو متوفی 1014
-
با واژه ها
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 15:40
با واژه ها چهره دلبرم را کشیدم درست چون خود اوست تنها گوش های نازک اش بی گوشواره * بگذار واژه نامه ها به خود بنازند ... بگذار با هزاران واژه ی زیبا خودبیارایند به پشیزی نمی ارزند وقتی واژه یی چنان ندارند که شایسته ی گوشواره ی دلبرم باشند ! * من " ایوب " ام.... پشت امیدم به این زودی خم نمی شود او یکی واژه و...
-
خمار
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 15:18
مائیم خمار و می به جام دگری است ما عاشق ومعشوق به کام دگری است یک جان به لب رسیده ازحسرت هست آن هم چه توان کرد که وام دگری ست محمد فکور صفا متخلص به فکور
-
خوشبخت
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 14:33
خوشبخت آنست که از سرگذشت دیگران پند گیرد حضرت امام رضا علیه السلام
-
اندیشه پیر
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 14:09
اندیشه های پیرمرد را از دلاوری جوان بیشتر دوست دارم حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
-
ثری تا به ثریا
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 13:52
هردم که قرار از دل شیدا برود آهی ز ثری تا به ثریا برود جان برسرپای است زدست ستمت هان گر نظری نمی کنی تا برود رفیع مروزی قرن ششم
-
بند اندر بند
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 13:36
دربندم ازآن دو زلف بند اندر بند نالانم ازآن عقیق قند اندر قند ای وعده فردای تو پیچ اندر پیچ آخرغم هجران تو چند اندر چند منوچهری دامغانی متوفی 432
-
دل شیدایی من
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 13:20
ای عشق تو مایه رسوایی من نام تو انیس روز تنهایی من برگو که چه تدبیر کند گاه فراق خوداین دل شوریده شیدایی من امین میرهادی
-
با
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 12:53
با عین علی ، قیام علامی ، کن با لام علی ، لسان ، قرآنی کن با یای علی ،به آل یاسین دل بند با این همه رو ،هوای سلطانی کن عیسی بابایی متولد ولفرا استان گلستان
-
شراب فیض
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 04:04
خوش نیست به غیرحق تفاخرکردن با دشمن و با دوست تکبر کردن پیمانه دل که ساخت استاد ازل باید ز شراب فیض او پر کردن میرحسین میبدی متوفی 870
-
برخیز
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 03:49
ای خفته که بر بستر نازی بر خیزی با دوست بگو راز و نیازی بر خیزی عمرت همگی بخواب غفلت بگذشت داری به قفا خواب درازی بر خیز آقا محمد کرمانشاهی قرن سیزدهم
-
حاصل کار
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 01:48
حضرت علی علیه السلام در نامه ای به مالک اشتر می نویسد : ای مالک حاصل کار هیچ کس را بدیگری مسپار
-
به غضب
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 01:30
زنا زندگی دنیا را پریشان وشخص را به غضب خدا گرفتار می سازد حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم
-
رندانه
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 01:14
تا پخته شوی و وارهی از خامی عقل ازسرخودبرون بکن با جامی منشین به بهار بی می یار دمی رندانه بزی مترس از بدنامی شاهین زنجانی
-
آن غصه
دوشنبه 11 مهرماه سال 1390 00:59
سوزی که درآسمان نگنجد دارم وان ناله که در دهان نگنجد دارم گفتی زجهان چه غصه داری آخر آن غصه که در جهان نگنجد دارم خاقانی شروانی متوفی 595
-
شب تارانت کو؟
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 21:04
خموشانه شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو؟ شور و شیدائی انبوه هزارانت کو؟ می خزد در رگ هربرگ تو خوناب خزان ، نکهت صحبدم و بوی بهارانت کو؟ کوی وبازارتو میدان سپاه دشمن ، شیهه اسب وهیاهوی سوارانت کو؟ زیر سرنیزه تاتار چه حالی داری ؟- دل پولادوش شیر شکارانت کو؟ سوت وکور است شب ومیکده ها خاموشند، نعره وعربده باده گسارانت...
-
خوشه گندم
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 20:38
مقصد کجاست ؟ به کجا می روی ای دسته گل های یاس دربغل داری واز برما می گذری باشتاب این جاست خانه من خانه من اینجاست به خانه من بیا-اما با دسته های سپید گل ، نه ! با دسته ای خوشه گندم بیا تا در کرامت تو شاید نمیرد از گرسنگی انبار کوچک خانه کاظم کریمیان سال1348
-
غم نان
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 17:24
یکدم غم جان دار غم نان تاکی وز پرورش این تن نادان تا کی اندر ره طبل اشکم و نای وگلو این رنج زنخ بضرب دندان تاکی حضرت مولانا جلالذالدین محمد بلخی معروف به مولوی
-
تا بوی تو
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 17:14
یاد تو به هر صبوح ممدوح من است درهر نفسی خیال تو روح من است هرگز نرسد عمر مرا بیم زوال تا بوی تو در دماغ مجروع من است مسعود سعد سلمان متوفی 515
-
به خویشاوند
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 16:57
صدقه به خویشاوند ، هم صدقه است وهم صله رحم . حضرت امام محمد تقی علیه السلام
-
آیینه و آب
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 10:54
درآتش عشق او کبام کردند تعمیرطلب شدم،خرابم کردند گفتم بنماید به من خصم مرا هم صحبت آیینه و آبم کردند صالح شیرازی
-
جام مغفرت
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 04:47
وقت سحر است خیز ای مایه ناز میکن تو به جام مغفرت دست دراز از خلق بجز گزند چیزی نرسد آن به که تو با خدای کنی راز و نیاز لئالی متوفی 1345
-
نخوردی غم ما
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 04:04
هرگز روزی به بنده پروات نبود واندیشه این بیدل شیدات نبود خوردیم زتوخون ونخوردی غم ما در پای تو مردیم و سرمات نبود رابعه بنت کعب قرن چهارم