-
سزاوار نیست
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 17:20
سزاوار نیست کسی که عالم نباشد سعادتمند شمرده شود ، و نه کسی که مهربان نیست ستوده شمرده شود ، و نه کسی که صبور نیست ( از جهت ایمان ) کامل شمرده شود ، و نه کسی که از ملامت و نکوهش علماء پرهیز نکند برایش خیر دنیا و آخرت را امیدوار شد ، و برای عاقل شایسته است که بسیار راستگو باشد تا به سخنش بگرایند و بسیار شکر گزار باشد...
-
تنهایم
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 16:55
خو کرده به خلوت دل غم فرسایم کوتاه شد از صحبت هر کس پایم چون تنهایم،هم نفسم یادکسی است چون هم نفس کسی شوم تنهایم قاسم بیک حالتی قرن یازدهم
-
در هوا می رقصیم
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 16:30
زاهد ، مستیم و بی ریا می رقصیم نه چون تو به تسبیح و ردا می رقصیم یک ذره چو از هوای او خالی نیست چون ذره شدیم و در هوا می رقصیم حضرت رضی الدین آ رتیمانی متوفی 1037
-
چراغ اندر کف کور
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 15:58
از علم عمل بود وفائی منظور گربی عمل است جمله کبراست وغرور علمی که به پیش عالم بی عمل است مانند چراغ باشد اندر کف کور وفائی شوشتری
-
بر کشتی کائنات نوحید
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 12:08
ای یک ده و دوکه جمله روحیدهمه از صبح ازل مست صبوحید همه افتاده به قلزم فناییم و شما بر کشتی کائنات نوحید همه حضرت استاد علامه حسن حسن زاده آملی
-
بد دیدن ما
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 11:07
قهرصمدازصنم پرستیدن ماست درد ابد از دوا نپرسیدن ماست در دیده چو فرق بد نکردیم زنیک بددیدن ما نشان بددیدن ماست حضرت فواد کرمانی
-
که زمژگان
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 10:20
خواهم که زمژگان همه شب خون ریزم در دامن خویش اشک گلگون ریزم از خون جگر دو دیده ام پر شده است معذورم اگر دو قطره بیرون ریزم چندر بهان برهمن متوفی 1073
-
در میکده
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 09:40
در میکده رفتیم و می ناب نبود داروی دل عاشق بی تاب نبود باشدکه به گریه سوزدل بنشانم فریاد که در دیده ما آب نبود غلامحسین مولوی ( تنها )
-
بنوش از آن باده
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 08:45
می نوش از آن باده که پایان نگیرد جان می دهدت گرچه ترا جان بگیرد هرکس که ازین باده سرانجام نگیرد خام است ، بگوئید ، دگر جام نگیرد عیسی بابایی متولد ولفرا - استان گلستان
-
بر سر دار
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 07:49
پیری که همیشه گرم درکار بود از سود و زیان خویش بیزار بود در عالم عشق،هرکه سردار بود در سردارد که بر سر دار بود شهاب الدین خواری قرن ششم وهفتم
-
نردبان عشق
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 07:24
گنجی است وجود و پاسبانش عشق است مجموع جهان تن است وجانش عشق است وین قلعه نه قله که نامش فلک است طاقی است بلند و نردبانش عشق است سعدالدین لحافی قرن ششم وهفتم
-
ریشه ها ی کفر
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1390 07:04
ریشه های کفر سه چیز است : طمع و تکبر و حسد ، و اما حرص این بود که آدم (ع) موقعی که از نزدیک شدن به درخت نهی شده بود حرص وادارش نمود که از آن بخورد ، و اما تکبر این بود که ابلیس در موقعی که مامور شد به آدم سجده کند کبر ورزید ، و اما حسد این بود که یکی از دو پسر آدم از روی حسد دیگری را کشت . حضرت امام صادق علیه السلام
-
کلید رستن
چهارشنبه 16 شهریورماه سال 1390 22:16
آبنامه آب ، آیا کلید رستن نیست ؟ گره داستان شستن نیست ؟ خون سبز طبیعت ، این چالاک ، می چمد با وقار ، در رگ خاک . مهربان ، بی ریا ، سبکبار است ، چشم واری ، همیشه بیدار است * * * جستجوکن که پیچ وتاب خوش است، باد در پوستوار آب خوش است * * * گر چه در این جهان سرد مزاج ، در تو افسرد پیچک معراج ، غل و زنجیر یخ اسیرت کرد ،...
-
پرده پوش
چهارشنبه 16 شهریورماه سال 1390 21:26
بیا ساقی ! آن باده عیب شوی که از خم فتاده به دست سبوی، بده ! تا دمی عیب شویی کنیم درون فارغ از عیب جویی کنیم بیا مطرب و،پرده ای خوش بساز! وز آن پرده کن چشم عیبم فراز ! که تا گردم ازعیب جویی خموش شوم بر سر عیب ها پرده پوش هفت اورنگ حضرت نورالدین عبدالرحمان جامی
-
لاله های نعمانی
چهارشنبه 16 شهریورماه سال 1390 20:53
خواب برمن دمید افسونی چشم بستم زباقی وفانی نگه شوق تیزتر گردید چهره بنمود پیر یزدانی آفتابی که از تجلی او افق روم و شام ، نورانی شعله اش درجهان تیره نهاد به بیابان چراغ رهبانی معنی ازحرف او همی روید صفت لاله های نعمانی گفت بامن چه خفته ای برخیز به سرابی سفینه می رانی (( به خرد راه عشق می پوئی ؟ به چراغ آفتاب می جوئی ؟...
-
میباش ...قاضی
چهارشنبه 16 شهریورماه سال 1390 20:00
امروزمکن کسی زخود ناراضی دیروز گذشت بگذراز آن ماضی کن فرض بودروزحساب ای عاقل میباش بجرم و گنه خود قاضی حسین سرو
-
بهترین
چهارشنبه 16 شهریورماه سال 1390 11:27
و بهترین بنده کسی است که در او پنج خصلت جمع باشد : زمانی که نیکی کند خوشحال شود ، چون بدی کند آمرزش خواهد ، و چون به او عطائی شود سپاسگزاری نماید ، و چون گرفتار گردد شکیبایی کند و چون به او ستم شود ( از ستم کننده ) در گذرد . حضرت امام جعفر صادق علیه السلام
-
گنچ و مخزن شاهانه
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 23:23
بودم پی گنج و مخزن شاهانه دیدم که نهفته در دل ویرانه بشکستن این طلسم شدکار جنون خواهی که رسی به گنج شودیوانه محوی استرآبادی قرن سیزدهم
-
سه در سه
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 17:33
به هر که سه چیز دادند ، از سه چیز بازنگرفتند : به هر که دعا دادند ، اجابتش می کنند و به هر که سپاسگزاری دادند ، افزونی بخشیدند و به هر که توکل دادند ، کفایتش می کنند . حضرت امام جعفر صادق علیه السلام
-
آن نامه
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 14:10
در آن روزی که گل ها می سرشتند به دل در ، قصه ی ایمان نوشتند اگر آن نامه را یک ره بخوانی هرآن چیزی که می خواهی بدانی گلشن راز حضرت شیخ محمود شبستری
-
بی تو
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 13:43
هر گل که شمیم مشکبار آید ازو بی روی تو خاصیت خار آید ازو جانی که گرامی ترازآن چیزی نیست ای جان جهان بی تو چکار آید ازو حضرت سید احمد هاتف اصفهانی
-
تنها من و تو
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 13:13
یک روز باتفاق صحرا من و تو از شهر برون شویم تنها من و تو دانی که من وتوکی بهم خوش باشیم آنوقت که کس نباشد الا من و تو حضرت مصلح الدین سعدی شیرازی
-
بجای دوست
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 12:50
در دیده بجای سرمه سوزن دیدن برق آمد و آتش زده خرمن دیدن در قید فرنگ غل بگردن دیدن به زانکه بجای دوست دشمن دیدن حضرت مصلح الدین سعدی شیرازی
-
طلب کار خدا
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 12:22
ای آنکه طلب کار خدایی به خودآ ازخود بطلب کز تو خدا نیست جدا اول به خودآ چون به خودآیی به خدا اقرار بیاری به خدایی خدا حضرت شاه نعمت الله ولی
-
بی دستان
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 10:18
ای شیر سرافراز زبر دست خدا ای تیر شهاب ثاقب شست خدا آزادم کن زدست این بی دستان دست من ودامن تو،ای دست خدا قطب العارفین، سلطان السالکین حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر
-
باریچه کودکان
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 10:04
زاهد بودم ترانه گویم کردی سرفتنه بزم وباده جویم کردی سجاده نشین با وقاری بودم بازیچه کودکان کویم کردی حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی
-
سلیمان نرسیدیم
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 09:43
جان زحمت خود برد و بجانان نرسیدیم دل رخنه شد از درد و بدرمان نرسیدیم موریم که گشتیم لگد کوب سواران در بوسه بپای تو سلیمان نرسیدیم دنبال دل و دوست دویدیم فراوان بگرفت اجل راه و بایشان نرسیدیم در عشق غبار سر زلفش دل خاکی شد خاک و بدان زلف پریشان نرسیدیم چون مرغ که دارند نگاه از پی کشتن در دام بماندیم و به بستان نرسیدیم...
-
ما در میان کعبه و بتخانه
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 09:19
دردا که فاش در غم جانانه سوختیم وز درد و داغ محرم و بیگانه سوختیم گو شمع برفروز ببزم طرب که ما بیرون در ، ز غیرت پروانه سوختیم با خون صد شهید مقابل نهاده اند عمری که ما بآتش افسانه سوختیم کس راه گم نکرد که خضر رهی نیافت ما درمیان کعبه و بتخانه سوختیم زآن تشنه مانده ایم که از گرمی نفس دردست خضر ،جرعه و پیمانه سوختیم...
-
این نوا
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 08:32
فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است نگاه او به تماشای این کف خاک است گمان مبر که به یک شیوه عشق می بازند قبا به دوش گل ولاله بی جنون چاک است حدیث شوق ادا می توان به خلوت دوست به ناله ئی که ز آلایش نفس پاک است توان گرفت ز چشم ستاره مردم را خرد به دست تو شاهین تند و چالاک است گشای چهره که آن کس که لن ترانی گفت هنوز منتظر...
-
علم استقلال
دوشنبه 14 شهریورماه سال 1390 23:44
ملت ز حراج و باج گردد پامال فقر است که ملک را بردروبزوال دولت بود ار بفکر ملت هر حال جاوید بماند علم استقلال حسین سرو