-
دو خط
یکشنبه 6 مردادماه سال 1392 22:29
دیروز، - چون دو واژه به یک معنی - ازما دوگانه ، هریک سزشار دیگری اوج یگانگی وامروز چون دو خط موازی درامتداد یک راه یک شهر یک افق بی نقطه تلاقی و دیدار حتی ، درجاودانگی. 6 آذر 1346 محمدرضا شفیعی کدکنی
-
آن طرف
شنبه 5 مردادماه سال 1392 22:46
آن طرف - 3 آن طرف ، هرچه دل انگیزترا بود، ترا. آسمان ، سقف پرآویزترا بود ترا ، بی خیالی که کنی آتش ما تیزترک ، با همه وسوسه ، پرهیزترا بود ترا ! یک سر سوزن اگر عیب دراطوارم بود باز در دیده دلاویزترا بود ترا . جنگل سبز نگاهی - همه حیرت ، همه عمق - غمزدا گرچه ، غم انگیزترا بود ترا ! مثل یک پرده مجهول قلمکار قدیم ، آنهمه...
-
اهمال
شنبه 5 مردادماه سال 1392 21:41
اهمال مکن که کار گردد مشکل آنگاه دگر سعی بود بیحاصل حسرت مخور ازآنچه که رفت ازدستت بیهوده مشو اسیر فکر باطل حسین سرو
-
بهترین عبادت
شنبه 5 مردادماه سال 1392 03:20
بهترین عبادت عفت شکم و شهوتست حضرت امام محمد با قر علیه السلام
-
عزیزترین
شنبه 5 مردادماه سال 1392 03:01
آنکس که می خواهد عزیزترین مردم باشد باید از گناه اجتناب نماید و به تقوی و پرهیزکاری بگراید خاتم انبیا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم
-
کدام روز
شنبه 5 مردادماه سال 1392 02:34
کدام روز از مرگ فرار کنم روزی که ت قدیر شده یا روزی که مقدر نشده اما روزی که به تقدیر نیامده ترسی ندارد و زمانیکه تقدیر آمده نفعی نداره فرارمن امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
-
بسازم یا بسوزم
شنبه 5 مردادماه سال 1392 01:31
اگر آهی کشم صحرا بسوزم جهان را جمله سرتاپا بسوزم بسوزم عالم ار کارم نسازی چه فرمایی؟بسازم یا بسوزم شیخ روزبهان بقلی شیرازی
-
طمع کرده بودم
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 20:02
شنیدم که یک بار در حله ای سخن گفت با عابدی کله ای که من فر فرماندهی داشتم به سر بر کلاه مهی داشتم سپهرم مددکرد و نصرت وفاق گرفتم به بازوی قدرت عراق طمع کرده بودم که کرمان خورم که ناگه بخوردند کرمان سرم بکن پنبه غفلت از گوش هوش که از مردگان پندت آید به گوش حضرت مصلح الدین سعدی شیرازی
-
درخویش نظرکنی
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 13:53
هنگام کزفاصله یی هراندازه دورتر درخویش نطرکنی ژرفا وفراخنای واقعیت وجودت را روشنتر بازخواهی شناخت مارگوت بیکل برگردان: دکترحمیدرضا مجابی
-
زندگی
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 13:11
جهان پر ازحق است ، کسی حق را نمی شناسد هنوز؛ تو او را ازخودت بخواه ، ازتو جدا نیست. آخرت بسی دور است ، راستی را باید پیشه ساخت ؛ جدایی فرقتی سخت است ، هیچ رفته ئی ازآن باز نمی گردد. بیائید گفتگوئی کنیم ، زندگی را سهل گیریم ؛ دوست داشته باشیم و دوستمان بدارند، دنیا به کسی نمی ماند . به حرف یونس گوش کن ، معنی آن را با...
-
درآغوش ساحل
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 12:37
دوام ما ز سوز ناتمام است چوماهی جزتپش برما حرام است مجو ساحل که در آغوش ساحل تپد یک دم و مرگ ما دوام است حضرت علامه اقبال لاهوری
-
کاسه خالی
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 12:16
برباری ! ای مایه افتخار گوسفندان وخران ترا پیشه سازم ؟ به اعماق جهنم گم شو ! اگر همچون گدایی بی پناه سراسر کره را می گردی وپناه می جویی هرجاه که می خواهی منزل کن جز پیش من قلب من ترا نمی پذیرد. واگر پیروزمندانه سراسر جهان را درنوردی یک سنگ خواهی یافت که نتوانی برآن نامت را نوشت واین سنگ قلب من است بردباری ! ای کاه بی...
-
سبک و پسندیده
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 11:17
سبک میشود بدنها به ترک آرزوها، و پسندیده می گردد اعمال به برداشتن امیدها ! ای بسا بدنها که درشبها برپای ایستاده اند - ازبرای امیدها ! و ای بسا چشمها که گریان اند برخطاهای وتقصیرها ! محمود بن عثمان
-
می نیرزد
سهشنبه 1 مردادماه سال 1392 09:05
پیش اهل کمال نقصانست شادوغمگین زبیش وکم بودن وز پی حاصل امور جهان روز و شب در غم و الم بودن نزد دانا جمیع ملک جهان می نیرزد دمی بغم بودن ابن یمین فریومدی
-
بوته هجران
سهشنبه 1 مردادماه سال 1392 08:34
شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند ای جوان سرو قد گویی ببر پیش از آن کز قامتت چوگان کنند عاشقان را برسرخود حکم نیست هر چه فرمان تو باشد آن کنند پیش چشمم کمترست ازقطره ای این حکایت ها که از طوفان کنند یار ما چون گیرد آغاز سماع قدسیان برعرش دست...
-
دیدار
یکشنبه 30 تیرماه سال 1392 16:16
از راه رسیده ایم مسزوری چند ما راست زهررنج وبلاسوری چند دیدارچو هست نقد،ما را چه زیان دیدار گر انکار کند کوری چند خواجه ابوالوفای خوارزمی
-
مقیمان خرابات الست
یکشنبه 30 تیرماه سال 1392 15:22
رندان، که مقیمان خرابات الستند. ازغمزه ساقی، همه آشفته ومستند. برخاسته اند ازسر مستی به ارادت، زآن روز،که درمیکدهء عشق نشستند . تا چشم به نظاره آن یار گشادند، از دیدن اغیار ؛ همه دیده ببستند. زان شورش و مستی ،که زهستی نهراسند ، نشکفت اگر!ساغروپیمانه شکستند. ازنشئه آن باده،که عشق قدیم است، ازجوی حوادث، همه یکباره...
-
ای دل
یکشنبه 30 تیرماه سال 1392 13:33
گرگنج طلب داری، از مار مترس ای دل! ورخرمن گل خواهی، ازخار مترس ایدل! از طعنه بدگویان، زنهار، مترس ای دل! از رندی و بدنامی، گر ننگ نمی داری، ازفخر طمع برکن، وز عار مترس ای دل! گر طالب دیداری، از خلد برین بگذر، ور نور بدست آمد، ازنار مترس ای دل! چون نرگس بیمارش،خون می خوراگر مستی ! ور زآنک شود جانت-بیمار- مترس ای دل! گر...
-
تو کجا می روی؟
یکشنبه 30 تیرماه سال 1392 12:32
باز، ای سوار شوخ، کجا می روی ؟ مرو! آن این چه رفتن است؟چرا می روی؟مرو! هردم ز رفتن تو، بلای دل است و دین، ای کافر بلا ! چه بلا می روی؟ مرو! چین برجبین فکنده ، برون رفتنت خطاست، ای ترک چین! به راه ختا می روی ، مرو ! بر عزم گشت، خرم و خندان شدی سوار، ای گل، که همچو باد صبا می روی، مرو! دل رفته است و، از پی او تندتند می...
-
هزار پیمانه
شنبه 29 تیرماه سال 1392 22:45
من مستم وباده های مستانه خورم در هر نفسی هزار پیمانه خورم ساقی مدهم شراب، ساغر ساغر خم خم بدهم وگرنه خمخانه خورم حسینی یزدی متوفی
-
پس بردر خلوت زن
شنبه 29 تیرماه سال 1392 22:12
زین بیش نباید خفت،ای یار: که دزد آمد، رخت خود ازین منزل ، بردار که دزد آمد. دزداست وشب تیره،چشم همگان خیره، گفتیم : مشو طیره ، زنهار، که دزد آمد، این دزد عسس جامه ، درگرمی هنگامه، می دزدومی گوید:-هش دار،که دزدآمد!- دزدان جهان گشته ، درخرقه نهان گشته، تا نیک بنشناسد - عیار ، که دزد آمد. این طرفه که: دزدآمد، درخرقه به...
-
پلاس هرگز ، هراس هرگز
شنبه 29 تیرماه سال 1392 06:39
از سفله مخواه هیچ زنهار کاطلس نشود پلاس هرگز گر ترک طمع کنی نباشد ای دل زکست هراس هرگز ابن یمین فریومدی
-
شاد و آزاد بزی
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 13:21
دل خوش کن وبرداده حق شادبزی می درکش و از قید غم آزاد بزی تا بر فلکت باد نبرده است غبار آسوده در این خراب آباد، بزی سرخوش تفرشی متوفی1338
-
پیام به ظالم در تورات ، انجیل وقرآن حکیم
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 12:58
در تورات ثبت است که خانه ظالم خراب خواهدشد. در انجیل ثبت است که ظالمین رستگار نمی شوند و در قرآن ثبت است بیوتهم خاویة بما ظلموا یعنی خانه هایشان خالی می ماند بسبب آنچه ظلم کردند
-
پیرو و دوستدار
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 12:28
مردی به حضرت امام حسن مجتبی گفت : ای فرزند رسول خدا، من از پیروان شما هستم ! امام - درود بر وی - فرمود : ای بنده خدا ، اگر تو د ر ا مر ونهی های ما مطیع ما هستی، راست می گویی وگرنه با ادعای مرتبه ای بلند که شایسته آن نیستی بر گناهانت می افزایی. مگو که من پیرو تو هستم، بگو من از دوستان و دوستداران شمایم و بدخواه دشمنان...
-
جواد
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 11:34
حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام درود بروی درخانه خدا طواف می کرد که مردی معنای (( جواد )) را از او پرسید . حضرت در پاسخ فرمود : سخن تو دوچهره دارد. اگر در باره مخلوق می پرسی ، بدان جواد کسی است که آنچه را خدا براو واجب شمرده بپردازد که اگر نپردازد ب خیل است ؛ و اگر درباره خالق می پرسی، بدان که او چه ببخشد و چه نبخشد...
-
زلف و خال
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 09:15
شب شمع یکطرف رخ جانانه یکطرف من یکطرف در آتش و پروانه یکطرف افکنده بهرصید دل من ز زلف و خال دام بلا ز یکطرف و دانه یکطرف از عشق او به گریه و خنده روز و شب عاقل ز یکطرف ، دل دیوانه یکطرف بر هم زنند مجمع دلهای عاشقان باد صبا ز یکطرف و شانه یکطرف مات جمال ماه وش مهر طلعتت دیوانه یکطرف شد و فرزانه یکطرف ترک شراب کردم و...
-
طره هندو
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 08:44
هرسو که دویدیم همه سوی تودیدیم هر جا که رسیدیم سرکوی تو دیدیم هر قبله که بگزید دل از بهر عبادت آن قبله دل را خم ابروی تو دیدیم هرسرو روان راکه دراین گلشن دهراست بر رسته ببستان و لب جوی تو دیدیم ازباد صبا بوی خوشت دوش شنیدیم با باد صبا قافله موی تو دیدیم روی همه خوبان جهان بهر تماشا دیدیم ولی آینه روی تو دیدیم در دیده...
-
هرچه بادا باد ، باد
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 06:46
ایزد اندر عالمت ای عشق ، تا بنیاد داد عالمی بر باد شد ، بنیادت ای برباد باد من نه آن بودم که آسان رفتم اندر دام عشق آفرین بر فرط استادی آن صیاد باد سنگدل صیاد، آخر رحم کن، این صید تو : تا بکی دربند باشد ؟ لحظه ای آزاد باد ناله من چون رسد هرشب بگوش بیستون بانگ برآرد که : فرهاد و فغانش یاد باد بیستون ! فرهاد را هرگز به...
-
آن دو بد مست
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 05:52
بر سر ار تیغ زنی یا بگذاری ، تاجم سهل باشد، مکن از بندگیت اخراجم نرگس مست توعقل ودل ودینم بربود آن دو بد مست نمودند، عجب تاراجم حاکمی برمن، و من هم متظلم زتوام غیر عدل تو شها، نیست دگر منهاجم پاکبازم ، اگرم دل بدهی نستانم جان گذارم بسر بازی تو ، لیلاجم سوختی شهر دلم را و نمودی ویران نیست انصاف دگر آنکه ستانی تاجم روی...