-
با مائی و تنهائی
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 22:43
غزل برای درخت توقامت بلند تمنائی ای درخت. همواره خفته است درآغوشت آسمان بالائی ای درخت دستت پرازستاره و جانت پرازبهار زیبائی ای درخت وقتی که بادها دربرگهای درهم تو لانه می کنند وقتی که بادها گیسوی سبزفام ترا شانه میکنند غوغائی ای درخت. وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است دربزم سرداو خنیاگر غمین خوش آوائی ای درخت. در زیر...
-
فسانه ی عبث زندگی
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 21:58
سلام برغم به سوگواری مویت سلام برغم باد سیاه چشم حریف منی،غمت کم باد نهال خاطره از سنگ گور می روید شکوه مرگ عزیزان حریم ماتم باد به گریه های غریبانه ی توام سوگند که شوکران زلبت به زآب زمزم باد چه کودکانه برافسون گذشت باور من فسانه ی عبث زندگی ، دراین دم باد در آه تشنه لبان گرسراب می رقصد زاشک سوختگان داستان شبنم باد...
-
کلاغ
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 16:35
روی درخت گردوی گس آن کلاغ پیر صدسال لانه کرد وهزاران هزاربار، گردو ازآن درخت بدزدید وخاک کرد. هربار روی خاک ، منقار خویش را زکثافات پاک کرد. یک بار هم ندید آن بلبل جوان غزلخوان باغ را یا دید وحس نکرد آن روح عاشقانه دور ازکلاغ را 1353 ژاله اصفهانی
-
مهتاب
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 09:14
در زیر سایه روشن ماه پریده رنگ در پرتوی چو دود ، غم انگیز و دلربا افتاده بودو زلف سیاهش بدست باد مواج و دلفریب میزد بروشنایی شب ، نقش تیرگی. میرفت جویبار وصدای حزین آب گوئی حکایت غم باران رفته داشت. وزعشقهای خفته و اندوه مردگان رنجی نهفته داشت. درنور سرد وخسته مهتاب ، کوهسار چون آرزوی دور چون هاله امید یا چون تنی ظریف...
-
سوگند دروغ وقطع رحم
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 08:37
بدرستیکه سوگند دروغ و قطع رحم خانه ها را بدون صاحب می گذارد حضرت امام محمد باقر علیه السلام
-
دروغ و خیانت
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 03:23
یطبع المومن علی کل خلق لیس الخیانة والکذب. مومن هرخویی تواند داشت مگر خیانت و دروغگوئی . حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم نهج الفصاحه
-
دروغ ، قسم ، اجتماع خراب
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 03:12
درهرجائی بیشتر قسم خورده شود آن اجتماع خرابتر میشود و مردمش دروغگو ترند حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
-
دروغ ریشه جامعه را خشک میکند
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 03:04
برای سفر به اصفهان رفته بودم و کنار سی و سه پل نشسته بودم. نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید… برای سفر به اصفهان رفته بودم و کنار سی و سه پل نشسته بودم. نگاهم به دختر...
-
یک شب دم کرده وخاک
جمعه 14 تیرماه سال 1392 23:20
هست شب هست شب،یک شب دم کرده وخاک رنگ رخ باخته است. باد، نوباوه ی ابر، ازبرکوه سوی من تاخته است. هست شب. همچو ورم کرده تنی گرم دراستاده هوا هم ازین روست نمی بیند اگرگمشده ای راهش را. با تنش گرم،بیابان دراز -مرده راماند درگورش تنگ- به دل سوخته من ماند به تنم خسته،که می سوزد ازهیبت تب. هست شب . آری شب. 28اردیبهشت1334...
-
به جستجوی تو
جمعه 14 تیرماه سال 1392 22:53
مرثیه به جستجوی تو بردرگاه کوه می گریم، درآستانه دریا وعلف. به جستجوی تو درمعبربادها می گریم، درچار راه فصول، درچارچوب شکسته پنجره ای که آسمان ابرآلوده را قابی کهنه می گیرد. ................... به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند تاچند ورق خواهد خورد؟ جریان باد را پذیرفتن، وعشق را که خواهر مرگ است.- وجاودانگی رازش...
-
هزارشکر
جمعه 14 تیرماه سال 1392 22:00
هزارشکر که دیدم به کام خویشت باز زروی صدق وصفا گشته با دلم دمساز روندگان طریقت ره بلا سپرند رفیق عشق چه غم دارد ازنشیب وفراز غم حبیب نهان به ز گفتگوی رقیب که نیست سینه ارباب کینه محرم راز اگر چه حسن تو ازعشق غیر مستغنی ست من آن نیم که ازین عشقبازی آیم باز چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم ز اشک پرس حکایت که من نیم...
-
بانگ دریا
جمعه 14 تیرماه سال 1392 12:52
سینه باید گشاده چون دریا تاکند نغمه ای چو دریا ساز . نفسی طاقت آزموده چو موج که رود صد ره و برآید باز . تن طوفان کش شکیبنده که نفرساید از نشیب وفراز. بانگ دریادلان چنین خیزد کارهرسینه نیست این آواز... انزلی،مرداد1342 هوشنگ ابتهاج ( ه.ا.سایه )
-
دیوانه نواز
جمعه 14 تیرماه سال 1392 04:13
ای که با سلسله زلف دراز آمده ای فرصتت باد که دیوانه نواز آمده ای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون بپرسیدن ارباب نیاز آمده ای پیش بالای تومیرم چه به صلح وچه به جنگ چون به هر حال برازنده ناز آمده ای آب و آتش به هم آمیخته ای از لب لعل چشم بددور که بس شعبده بازآمده ای آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب کشته غمزه خود را به...
-
درخیال نبود
جمعه 14 تیرماه سال 1392 02:41
سالها خاطر مرا ز نشاط هیچ پروای قیل و قال نبود ماه طبعم همیشه خرم بود مهر جان را سر زوال نبود چرخ میخواست تا کندخطری لیکنش قدرت و مجال نبود آخرالامر آنچه خواست بکرد بطریقی که در خیال نبود حضرت ابن یمین فریومدی
-
با این همه راستی
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 23:38
گر درهمه شهر یک سر نیشتراست درپای کسی رودکه درویش تر است با این همه راستی که میزان دارد میلش طرفی بودکه آن بیشتر است حضرت مصلح الدین سعدی شیرازی
-
خوشا وصل
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 13:26
خوشا فصل بهار سیر وگلزار خوشا وصل نگار و دور ازاغیار خوشا مفتون و ایام جوانی لب جوی و لب جام و لب یار مفتون دشتی
-
هزار رشته
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 12:57
زان پیش که نور بر ثریا بستند وین منطقه بر میان جوزا بستند در عهد ازل بسان آتش بر شمع عشقت به هزار رشته برما بستند نجم الدین رازی متوفی 651
-
بنده حور و قصر
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 12:37
تا در طلب راحت دنیا هستی تا بنده حور و قصر و عقبی هستی هرگز نبری راه در کوی خدا چون درطلب معنی بیجا هستی میرزا علیرضا جاوید متوفی 1326
-
عشق دل آرامان
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 11:32
نا خورده غمان تیره ایامان را نا دیده ز دور دوزخ آشامان را دعوی چه کنی عشق دل آرامان را با عشق چه کار است نکونامان را عین القضاة همدانی مقتول 525
-
یاردیرینه
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 11:51
معرفت نیست،درین معرفت آموختگان ای خوشا دولت دیدار دل افروختگان دلم از صحبت این چرب زبانان بگرفت بعدازین،دست من ودامن لب دوختگان عاقبت ، بر سر بازار فریبم بفروخت نا جوانمردی این عاقبت اندوختگان شرمشان بادزهنگامه رسوائی خویش این متاع شرف از وسوسه بفروختگان یار دیرنه ، چنان خاطرم ازکینه بسوخت که بنالید بحالم ، دل کین...
-
بی تو خاکسترم
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 11:07
بی تو خاکسترم بی تو ، ای دوست! بی تو تنها وخاموش مهری افسرده را بسترم . بی تو درآسمان ، اخترانند دیدگان شررخیزدیوان . بی تو نیلوفران آذرانند. بی توخاکسترم بی تو، ای دوست! بی تو این چشمه سارشب آرام چشم گرینده ی آهوانست . بی تو ، این دشت سرشار دوزخ جاودانست . بی تو مهتاب تنهای دشتم بی تو خورشید سردغروبم بی توبی نام بی...
-
اخگرهزارهزارمجمر
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 09:48
برف واخگر چو می دانستم که دیگر سایه ام سایه ات را شانه نمی کند.... چومی دانستم که دیگر "خیام" درون سرکش ات جام واژه ی شعرهای مرانمی نوشد... من آن گاه اخگر هزار هزار مجمر را برلبان ام می نشاندم کتاب بوسه ی واپسین را می گشودم برف سایه ساران را برلبان ام می نشاندم.... تا که بگویم ات : " دیگربه وصال هم نمی...
-
برگیم آویخته درباد
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 08:48
پناه دور از آنانی که نمی دانی ومی دانم ، دور ازآنانی کزآنانم ، به که من درجنگل سرسبز چشمانت بی نشان مانم . جنگلی بود وجهانی داشت : درجهانش ((ابر و باد و ماه و خورشید وفلک درکار)). من یک ازشاخه ها بودم ، درمیان شاخه های دیگر جنگل ؛ وآرزویم ، وآرزومان که : بخندد مهر وبگرید ابر ، کاین ببارد وان بیفشاند نقد خود را...
-
فالچی
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 07:09
فالچی قارداش قاپودا دورما بویور گل ایچری باجووین پیر ایکی ساعت سنه وار دردسری منه آچ بیر کتاب آغزی نظر ائت طالعیمه دولا نیم با شیوه ای جنیلرین تاج سری الیمون یوخ نمکی هر کسه خوشلیق ائدیرم عوضیند اولورام تیرجفا نون سپری قینانام، قینیم، اریم دشمن اولوبلار هاموسی بالدیزیم خشک اولاقویمور گوزیمون اشک تری بیرده دؤرد...
-
دل درهم
یکشنبه 9 تیرماه سال 1392 10:58
جوینده درهم دل درهم دارد عارف زغم دل ، دل بی غم دارد مومن که تنش نسوزدازآتش فقر صد باغ بهشت در جهنم دارد فواد کرمانی
-
شنیدن غیبت
یکشنبه 9 تیرماه سال 1392 10:42
آنکس که غیبت را بشنود همچون غیبت کننده است حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
-
کار نیک از بد
شنبه 8 تیرماه سال 1392 13:04
کسی که کارنیک را ازبد نشناسد همچون چارپایانست حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
-
بخت بد و عاشقی
شنبه 8 تیرماه سال 1392 10:35
آنها که اسیر عشق دلدارانند از دیده سرشک خون دل بارانند هرگزنشود بخت بدازعشق جدا بخت بد و عاشقی بهم یارانند سنایی غزنوی
-
همیشه لیلی با تست
شنبه 8 تیرماه سال 1392 10:23
می میری و در دم دم عیسی با تست در بندگی ات کوری و مولا با تست عاشق نشود ز عشق معشوق جدا مجنون که شدی همیشه لیلی با تست فواد کرمانی
-
آشیانه
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1392 00:47
آشیانه وقت غروب درآسمان مشرق جائی که افق به خط تیره یک بیشه زار کاج تمام می شود مرغهای ماهیخوار آبی لانه می سازند، راه برشاخه های ابر می بندند وبا چشم هایشان که آرام می گردد خیره باین سو زل می زنند رنگ آبی ازسر زیبایی همیشه جلوه دارد ابرها چون آسمان محیطشان خاموشند دردل آن بیشه سرد برهردرخت زنگهای کوچکی درنواست...